مکتب طب ایرانی در کنار طب سنتی چین و هند یکی از بزرگترین مکاتب پزشکی در جهان است که قدمت آن به چند هزار سال پیش باز میگردد. این مکتب با تکیه بر تئوری عناصر و اخلاط، شکل گرفته و در واقع مادر مکاتب پزشکی جهان محسوب میشود.
در دنیای امروز مکاتب پزشکی و شیوههای درمانی مختلفی وجود دارد که هر کدام بر اساس مقتضیات خود موازی با طب آلوپاتیک یا طب رایج به درمان بیماریهای جسم و روح انسان میپردازد. هر یک از این مکتبها از منطق و فلسفهایی خاص خود نشات گرفته و متخصصان و صاحبنظران مختلفی با عنایت به دستورات و شیوههای درمانی هر مکتب، برای حفظ سلامت و بهبود بیماریهای انسان تلاش میکنند.
مکتب طب ایرانی در کنار طب سنتی چین و هند یکی از بزرگترین مکاتب پزشکی در جهان است که قدمت آن به چند هزار سال پیش باز میگردد. این مکتب با تکیه بر تئوری عناصر و اخلاط، شکل گرفته و در واقع مادر مکاتب پزشکی جهان محسوب میشود. مکتبی که نه تنها به لحاظ علمی و تکنیکی بلکه به لحاظ پژوهشی و آموزشی نیز یکی از موفقترین مکاتب پزشکی در جهان است. با استاد محمد عبادیانی متخصص طب ایرانی و مدرس دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران درباره مکتب طب ایرانی، رویکرد آن به درمان بیماریها و ضرورت همراهی طب سنتی ایران و طب رایج، گفت و گو کردیم.
قدمت طب سنتی ایران
اصول پزشکی و علوم مربوط به آن از بدو خلقت انسان از طریق انبیاء الهی در اختیار بشر قرار گرفت، اگر چه این اصول به مرور زمان و با توسعه جمعیت و متحول شدن جهان، شکل دیگری پیدا کرد، اما می توان گفت مجموعه دانش پزشکی بشر به طور کلی از الهام، خواب، رویاهای صادقه، مشاهده در طبیعت، تجربه و برهان که شامل استقرا، قیاس و تمثیل است، شکل گرفته است. با فراز و نشیبی که در قرون گذشته در تاریخ بشر به وجود آمد، کلیه دانش بشری از جمله علم طب دست خوش تغییرات و تحولات بسیار شد. از این رو به طور یقین نمیتوان گفت که علم پزشکی به کدام دوره باز میگردد و از آن کدام ملت است. اما از نظر تاریخ پزشکی مدون، که به صورت مکتوب آثاری از آن باقی مانده است، این علم به یونانیان قدیم باز میگردد. و بعد از آن که یونانیان وارد خاک ایران شدند، ایرانیان این دانش را از آنها آموخته و آنچنان تحولی در آن ایجاد کردند که اگر به آن «طب ایرانی» بگوییم، سخن گزافی نیست. چرا که دانشمندان ایرانی آنچنان جهشی در مکتب طب اخلاطی به وجود آوردند که اثرات آن هنوز هم در کتب پزشکی جهان به چشم میخورد.
شادروان استاد فقید «سیدجلال الدین مصطفوی کاشانی» که بیش از 60 سال از عمرش را در تحقیق و بررسی طب سنتی ایران صرف کرد در این باره می فرمود، یک سوم از مطالب «ابن سینا» حکیم بزرگ ایرانی بدون تغییر و با همان مفاهیم در کتابهای پزشکی کلاسیک غربی موجود است، یک سوم دیگرآن که نقطه اعجاز دانش «ابن سینا» محسوب میشود پاسخهای او به مشکلات و معضلات پزشکی امروز است که با تربیت دانشجو و پرورش محققین و تجهیز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی میبایست از این دانش جهت تشخیص و درمان و حفظ سلامت و تندرستی بشر بهره برد. و یک سوم باقی مانده از مطالب او که از کتب کلاسیک غربی خارج شده مطالبی است که این دانشمند به جهت عدم دسترسی به ابزار وعدوات شیمیایی و فیزیکی در زمان خود از اثبات آنها ناتوان بوده است.
علت وجود مکاتب طبی مختلف در جهان
بشر دائما در حال تحقیق، بررسی و پژوهش است. چرا که وقتی «سته ضروریه» یعنی هوای محیط بر بدن ما، خوراکیها، آشامیدنیها، خواب و بیداری، اعراض نفسانی و خیلی مسائل دیگر در جهان تغییر میکند، حالات صحی و مرضی انسان نیز دستخوش تغییر ميشود. از طرفی گستردگی و افزایش جمعیت کره زمین و از سوی دیگر فعالیتهای ناشایستی که برخی از صاحبان قدرت در جنگهای شیمیایی و بیولوژیکی انجام میدهند، به طور دائم طبیعت را دچار تغییر میکند، که نتیجه این تغییرات بر صحت و سلامتی انسان اثرات منفی میگذارد و بیماریهای جدید ناشی از این تغییرات دائما در حال به وجود آمدن است. بنابراین بشر باید دائما و همراه با این تغییرات فعالیتهای پژوهشی، تحقیقاتی خود را در زمینه طب ادامه دهد تا به دستاوردهای جدید برسد. (علت عدم كارآيي طب آلوپاتيك است)
مکاتب طبی در جهان مکمل یکدیگرند
هر مکتب طبی در جهان بر اساس 4 محور بینش، منش، روش و دانش شکل گرفته است. بنابراین تعریف هر مکتب از انسان که موضوعی پزشکی است و همینطور تعریف غذا، دارو و اتخاذ شیوههای درمانی متناسب با تئوریها یا بخش نظری پزشکی در هر مکتب از جمله عواملی است که موجب به وجود آمدن مکاتب مختلف پزشکی در جهان شده است. هر یک از این مکاتب دارای موفقیتها و عدم موفقیتها و بن بستهایی است. از این روست که از سالها پيش در جهان پزشکی اين ديدگاه مطرح شده است که کنار گذاشتن علوم نیاکان امری نامعقول بوده و باید در اين مورد تجديد نظر كرد. چرا که دانشمندان و متفکرینی که در شرق و غرب عالم، عمری را به تحقیق و پژوهش گذراندهاند و شهرت جهانی یافتند، میتوانند با همراهی هم به نتایجی برسند که راهگشای بنبستهای فعلی و آتی جهان پزشکی باشد. از این رو سازمان بهداشت جهانی کمیته ویژهای را برای احیای علوم پزشکی نیاکان ملتها اختصاص داد تا کشورهای مختلف علاوه بر تحقیقاتشان در پزشکی روز برای احیای طب سنتی خود ترغیب و تشویق شوند. تا همه این مکاتب در کنار هم برای تندرستی و سلامتی بشر تلاش کنند. به قول استاد مصطفوی کاشانی؛ علوم نیاکان و طب کلاسیک دو بال یک پرندهاند که بدون وجود هر یک پرواز پرنده ناقص و غیرممکن است.
طب سنتی با طب فولکوریک ایران متفاوت است
از سال 1384 تا کنون هر سال از طریق آزمون سراسری، و از میان پزشکان عمومی داوطلب این رشته، تعدادی دانشجو در مقطع دکترای تخصصی طب سنتی ایران وارد دانشگاهها میشوند. در حال حاضر 4 دانشگاه تهران، شهید بهشتی، ایران و شاهد در رشته دكتراي تخصصي طب سنتي دانشجو ميپذيرد. دوره دکترای تخصصی طب سنتی ایران حدود 5 سال طول ميكشد، بنابراین ما هنوز در کشورمان پزشكاني كه از اين رشته فارغالتحصيل شده باشند، نداريم. و دانشجويان اين رشته هنوز در حال آموزش هستند. از این رو معتقدم آنچه امروز در جامعه، به نام طب سنتی مشهور شده و پزشک و غیرپزشک و مدعیان طبابت در سامانه طب سنتی ايران اجرا می کنند، نه تنها طب سنتی نیست بلکه بیشتر به طب فولکور شبیه است. چرا که طب سنتی ايران یا بهتر بگويم مکتب طب ایرانی، یک مکتب پزشکی علمی و پویاست که نیازمند تجهيزات خاص متناسب با آن است. به عنوان مثال در سيستم پزشكي آلوپاتيك، یک پزشک بدون بهرهگيري از امکاناتی مثل بخش تزریقات و پانسمان، داروخانه، آزمایشگاههاي تخصصي و غيرتخصصي، بخش جراحی و ...، تنها با داشتن چند برگ سرنسخه چگونه میتواند به بيماران خدماترساني كند، و در سامانه بهداشت و درمان كشور موثر باشد. به همين ترتيب، مدعی طبابت به شيوه سنتی، با کدام روش، ابزار، دستیار، داروخانه مجهز به داروهای گیاهی و سنتی، نیروهای پیراپزشکی، کارخانههای داروسازی و ...، میتواند از امكانات بالقوهاي كه طب سنتي ايران در درمان بسياري از بيماريها دارد، استفاده كند و به بيماراني كه مايلند از اين سيستم درماني بهره ببرند، خدمات درماني ارايه كند.
از این رو آنچه امروزه در جامعه به وقوع میپیوندد بخش عمدهای به حالات روانی بیماران باز میگردد. چرا که بیماري كه از همه درمانهاي رايج آلوپاتيك و شيميايي، نتيجهاي نگرفته و احتمالا با توصيه دوستان و آشنايان، به آغوش طب سنتي پناه آورده، منتظر وقوع یک معجزه است، بنابراين با همه وجود و توان و حتي اعتقاد، به انجام دستورات كمر همت ميبندد و در بسياري از موارد از درمان هم رضايتمندي نسبي دارد. البته آنچه كه بيان كردم، از منظر يك مكتب علمي مورد اهميت است، در غير اين صورت اگر از ديدگاه طب فولكور بخواهيم به موضوع نگاه كنيم، به آنچه كه امروزه در جامعه به عنوان درمانهاي سنتي، رايج است، طبابت و ... گفته ميشود!
وضعیت مطلوب طب سنتی ایران
امیدوارم که تا ده سال آینده همزمان با فارغالتحصیل شدن دو دوره از دانشجویان دكتراي تخصصی طب سنتی ایران، دست کم ابزار و تجهيزات لازم را در اختیار داشته باشيم تا هم بیمار و هم پزشک بتوانند با یقین کامل از پتانسيلهاي طب سنتي در درمان سخن بگویند. به نظرم وضعیت مطلوب طب سنتی زمانی به دست میآید که دولتمردان در شناخت مکتب طب ایرانی به چنان عمقی از اعتقاد و باور برسند که حداقل نیمی ازامكانات و بودجهاي را که به طب کلاسیک اختصاص میدهند، در اختیار مکتب طب سنتی بگذارند تا امکان رشد و شکوفایی برای این مکتب فراهم شود و نتایج و پویایی این مکتب بر همگان مشخص شود.
برای درمان چه بیماریهایی به طب سنتی مراجعه کنیم؟
در بسیاری از بیماریهای مزمن مانند بیماری رفلاکس، ناراحتیهای مفصلی و استخوانی، ناراحتیهای لوله گوارش، مشکلات و بیماریهای جهاز تنفسی میتوان به متخصص طب سنتی مراجعه کرد. بسیاری از بیماریهای شایع از قبیل سرماخوردگیها، یبوستها، اسهالهای ساده و برخی دیگر از بیماریها که در طب کلاسیک بدون درمان یا همراه با درمانهای علامتی و کنترل شده هستند، و غالبا پس از مصرف داروهای شیمیایی مورد نیاز برای درمان آنها عوارض جانبی به سراغ بیمار میآید، در طب سنتی دارای درمان است.
و اما بیماران مبتلا به دیابت به ویژه دیابتیهایی که با انسولین به کنترل میزان قند خونشان میپردازند، بیماران ریوی که تحت درمان با کورتون و اسپری هستند، بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید یا کولیت اولسروز، بیماران مبتلا به ناراحتی قلبی، افراد مبتلا به فشارخونهای مقاوم به درمان میبایست همزمان با مصرف داروهای تجویز شده توسط پزشک خود از درمانهای طب سنتی نیز بهره بگیرند. این گروه از بیماران هرگز نباید داروهایشان را ترک کنند. حتی کم کردن میزان مصرف این داروها نیز نباید خودسرانه صورت بگیرد و حتما میبایست با مشاوره متخصص مربوطه این کار انجام شود. زیرا تغییر دوز و قطع خودسرانه این داروها، عوارض بسیار خطرناک، و در مواقعی زيانهاي غیرقابل جبران به همراه دارد.
مصاحبه كننده: آمنه فرخي