در قسمت نخست اين مقاله، مرور اجمالي و گذراي تاريخ پزشكي بهويژه بعد از آغاز دوره رنسانس (بازنگري) در اروپا نشان داد كه چگونه تجربيات ارزشمند به دست آمده همراه با مشقت و هزينه مالي و جاني فراوان كنار گذاشته شد و بشر شروع به آزمايش و خطا از نقطه «صفر» نمود.
مرور پارهاي از عواقب و عوارض اين راهحلهاي جديد ولي نامطمئن و گاهي مخاطرهآميز، عده بسياري از دانشمندان و محققان را به اين انديشه فرو برده است كه آيا راه مطمئنتر و بهتري را نميتوان جستجو كرد تا از دامان مخاطرهآميز آزمون و خطا رهايي يافت؟
اين تلاشها با بنبست رسيدن درمانهاي قطعي در بسياري از بيماريها و ناشناخته ماندن علت اصلي بروز آنها دو چندان شده است و نتيجه آن، مشاهده انجمنها، گروهها، كتابها و نظراتي است كه راه ديگري غير از «پزشكي رايج غربي» را توصيه ميكنند.
هر چند اين گروهها و محققين، متنوع و داراي روشهاي مختلفي هستند ولي در برخي اصول اوليه (مانند بازگشت به قوانين طبيعت، اهميت پيشگيري و رعايت بهداشت تغذيهاي، و از همه مهمتر، ارتباط بين نوع تغذيه و بيماريها) مشترك بوده و از تجربيات افراد مختلف در دسترس استفاده ميكنند. به تعبير ديگر اين افراد به چشمان خود بيشتر از كتابهاي رسمي دانشگاهي و تبليغات مرسوم جامعه اطمينان دارند.
آنچه طبيعي نيز به نظر ميرسد مخالفت و طرد شدن اين دسته از محقيقن از سوي مجامع بينالمللي و آكادميك است. مخالفت اينگونه افراد مخالفتي سيستمي است و با مخالفتهاي درون سيستمي و جزيي تفاوت بسيار دارد. از سوي ديگر اقبال روزافزون مردم به نظرات و روشهاي ارايه شده از سوي اين گروهها، موجب تقويت آنها و مانع جدي در برابر اقدامات سركوبگرايانه دولتها و مسئولين بهداشت جهاني محسوب ميشود. نقطه اتكاي اين گروههاي نوظهور، كارآيي در عمل است؛ بسياري از بيماريهاي لاعلاج در طب رايج و مرسوم، با رعايت توصيههاي طبهاي غيرمرسوم معالجه شده و اتفاقا نقطه آغاز آشنايي بسياري از اين افراد با اين گونه طبها، به سرانجام نرسيدن معالجات مرسوم و توصيههاي پزشكان فوقتخصص امروزي بوده است.
امروز محقيقن بسياري چه در ايران چه در خارج ميتوانيد مشاهده كنيد كه تا چندين سال قبل، هيچ اعتقادي به طبهاي غيرمرسوم نداشتند و آنها را محصول خرافات و جهال مردم عام ميدانستند. ولي هنگامي كه خود يا يكي از بستگان نزديك آنها به مريضي صعبالعلاجي مبتلا شد و از راه معمول به نتيجه دلخواه نرسيدند از راه ناچاري و در راه يافتن كور سوي اميد، تن به معالجات سنتي يا غيرمرسوم سپردند و در كمال ناباوري، معالجه را اميدبخش و در خور ملاحظه يافتند. اين گونه محقيقن كه برخي داراي درجات بالاي علمي در رشته پزشكي بودند از كنار اين قضيه نميتوانستند خيلي عادي و بيتفاوت بگذرند.
اينجا بود كه شروع به تحقيق و يافتن علت ماجرا شدند، سوال اينجا بود كه چگونه علم پزشكي نوين با اين همه امكانات و تحقيقات از عهده معالجه مطلوب و رضايتمندانه برخي بيماريهاي نتوانسته است برآيد ولي افرادي با تخصص و مطالعه به مراتب كمتر و با تكيه بر تجارب سنتي خود، در مدتي كوتاه، آن مرض را درمان نمودهاند؟! و شايد سوال اصلي اين بود كه چگونه آنها و ديگر افراد حرفه پزشكي كه اوقات بسياري را صرف مطالعه و اطلاع از اخبار و دانش روز مينمايند از اين روشهاي درماني بيخبر ماندهاند؟
اولين اقدام اينگونه افراد، انتقال تجربه خود به همكاران و اساتيد خود بوده است. به رغم كوشش و سعي فراوان در متقاعد نمودن ديگر همكاران، پاسخي جز انكار و اتهام نشنيدند، يعني همان برخوردي كه خودشان مدتها قبل با اين وقايع انجام ميدادند و هماينك تغيير عقيده دادهاند!
برخي از اين افراد، آن طور كه در كتابهاي خود نگاشتهاند، مورد بيمهري و طرد همكاران قرار گرفتند. و همين امر موجب شد تا عزم خود را براي مبارزهاي جدي و سازنده با جريان حاكم بر درمان و آموزش پزشكي به كار بندند. كمبود امكانات و بودجه تحقيقاتي از يك سو و تاييد نشدن روش آنها از سوي مجامع رسمي از سوي ديگر موجب كندي و سختي كار شد ولي هر روز بر شمار اين گونه افراد محقق اضافه شده و مدارك عيني بيشتري بر كارآيي اين روشها به دست ميآيد.
مشكل اينجاست كه علم امروز پزشكي با وجود پيشرفت چشمگير و شايان توجه، به تمام ابعاد پيچيده خلقت انسان (و حتي حيوان يا گياه) پي نبرده است و از اين رو نميتواند علت برخي از امور را توجيه كند. در بعد عملي، كارآيي روش يا داروي خاص قابل مشاهده است ولي مكانيزم عملكرد آن بر بدن انسان هنوز ناشناخته باقي مانده است و حلقههاي مفقوده بسياري در اين ميان وجود دارد كه نيازمند تكميل آن ميباشيم.
اگر امروز نمك را عامل بالا رفتن فشارخون ميدانيم هنوز ديگر آثار آن بر بدن معلوم نشده است و لذا زمان تصميمگيري در مورد توصيههاي جديد غذايي بر اساس علمآموزي هنوز زود است. كلاف در هم تنيده نظريات پزشكي كه هر از چند گاه جاي خود را به ديگري ميدهد منجر به پرداخت هزينه فراوان و گاه منجر به مرگ يا عوارض ژنتيك وخيم و طولاني (تا چندين نسل) شده است. سوال اين است: زمان باز شدن اين كلاف تو در تو چه زماني فرا خواهد رسيد و چه كسي (يا كساني) ميتواند آن را باز كند؟
دل سپردن به روشهاي درماني غيرمرسوم كه به طب جايگزين معروف گشتهاند، هر چند ممكن است بهتر از بسنده كردن به روش رسمي امروز باشد، ولي در نظر گرفتن تعدد و گاهي تناقض روشها با يكديگر، خود كلافي ديگر است. علاوه بر اين برخي از روشها داراي عوارض شناخته شده و ناشناخته هستند، لذا در امر مهم سلامت، محتاج اطمينان هستيم نه آزمون و خطاهاي چندين و چند ساله، چه كسي ميداند عوارض جانبي و ميزان پايداري اثر طب سوزني يا آبدرماني يا آيورودا و يا ديگر روشها چيست؟ آيا پس از گذشت چند دهه ديگر با مشكل نارسايي و ناقص بودن ديگر طبها مواجه نخواهيم شد؟
چنانچه در قسمت قبل اشاره شد خوشبختانه راه مطمئن و قابل اعتمادي وجود دارد كه ما را از شر آزمون و خطاهاي پزشكي (در بعد كلان آن) رهايي بخشد؛ يك راه، رجوع به تجارب موفق و كهن نسلها است كه به صورت فرهنگ شفاهي و سينه به سينه در ميان اقوام سالم و تنومند وجود دارد و هنوز قابل جمعآوري ميباشد. به طور مثال در برخي مناطق ايران شهرهايي وجود دارند كه مردمان آنها حداقل صد و بيست سال عمر ميكردهاند و تا آخرين روزهاي عمر خود، پر توان و نيرومند بودهاند (برخلاف برخي كشورها كه عليرغم عمر بالاي خود، دچار فلج، فراموشي و ... هستند). امروز گرچه با تغيير عادات غذايي و شيوه زندگي روستائيان، آمار مبتلايان به امراض جديد رو به افزايش است اما هنوز نمونههاي زنده اين مردمان در جاي جاي اين مرز و بوم قابل يافتن است.
دقت در نوع زندگي و تغذيه و حتي روشهاي درماني آنها، با وجود اطلاعات اندك آنها از شيوههاي درماني ساير افراد و مناطق، بسيار آموزنده و كارگشاست؛ امري كه گروههاي پوينده در كشورهاي خارجي آن را انجام داده و كتابهاي متعددي در اين زمينه به چاپ رساندهاند. در حقيقت اين روش را ميتوان «بازگشت به طبيعت» يا «درمان طبيعي» ناميد. روشي كه در آن به بدن كمك ميشود تا خودش با امراض مبارزه كرده و نابسامانيها را بهبود دهد. روند به فراموشي رفتن سنتها و روشهاي نيكوي گذشته كه گاه حاصل چندين نسل آزمايش و خطا بوده است نگرانكننده و هشدارآميز است.
اين روش هر چند خطاپذير است اما ميزان اطمينان حاصله از آن به مراتب از روشهاي امتحان پس نداده و جديد بيشتر است. رعايت رژيم غذايي و مطلع بودن طبيب و افراد از دانش تغذيه سنتي (كه كاملا مغاير با علم تغذيه مدرن است) اصليترين عامل درمان است. درمان به وسيله غذا و گاهي گياه خاص طبيعي صورت ميگيرد و عاري از هر گونه مواد مصنوعي و آزمايشگاهي است.
راه دوم كه بسيار بهتر ولي دشوارتر از راه نخست است، راهنمايي گرفتن از شركت سازنده و مهندس كالاي توليدي است. در اينجا با درمان انسان يا حيوان مواجه هستيم و سازنده آنها مطابق ديدگاه اديان مختلف – به جز كمونيسم و لائيسم – كسي نيست جز خداي سبحان. مطابق اخبار مكتوب در دسترس، پيامبران، نخستين حكيمان و طبيبان روي زمين بودهاند كه توسط خداوند از آثار و خواص گياهان و مواد طبيعت آگاهي يافتهاند و آن را به مردم ابلاغ ميكردند. همانگونه كه همگان اطلاع دارند حضرت مسيح (ع) داراي قدرت بالاي شفابخشي امراض صعبالعلاج و غيرقابل علاج بوده است و در قرآن نيز به آن اشاره شده است. موارد متعددي از دستورات الهي به پيامبران خود اعم از موسي (ع)، عيسي (ع) و پيامبر اكرم (ص) در دسترس است كه راهنماي بهبودي و نجات بيماران بوده است. بررسي برخي از اين دستورات موجب حيرت كارشناسان مختلف از (پزشكي و تغذيه گرفته تا روانشناسي و تربيت) گشته است و دور ماندن محققين از اين منابع مكتوب و معتبر جاي بسي تاسف است.
گرچه در متون ديني يهود و مسيحيت، اشارات معدودي به روش غذايي و درماني پيامبران شده است ولي در متون اسلامي چه قرآن، چه سنت و روايات موارد متعددي در موضوعات مختلف بيان شده و هنوز اسرار آن كشف نشده است. اصول كلي قابل استخراج از اين منابع، مورد تاييد جديدترين يافتههاي متخصصن است و راهي جز سر سپردن به آن براي رسيدن به سلامتي مطلوب نداريم.
آمار تكاندهنده سازمانهاي جهاني بهداشت در مورد بيماريها و كمبودهاي تغذيهاي در جهان بسيار تكاندهنده است و ما را مطمئن ميكند كه شيوه كنوني تغذيه و زندگي اشتباهي محض است. پزشكي نوين هر ميزان پيشرفت كند راهي جز رعايت اصول پيشگيري و بهداشت عمومي نداريم؛ امري كه تغيير آن مستلزم مبارزه با عادتهاي عصر جديد و عوض نمودن شيوههاي غلط زندگي است.
براي رسيدن به دانش درماني مطمئن، نيازمند آگاهي از متون ديني هستيم و اين مهم از عهده متخصصين حوزوي بر ميآيد. ولي عدم اطلاع از علم پزشكي و تغذيه موجب نقصان نتيجه و كليگويي ميشود.
فهم منابع ديني مستلزم آگاهي بالا از علوم مختلف است. در عمل اثبات شده است كه يك پزشك آشنا با متون اسلامي نتايج درخشانتري از يك حوزوي صرف به دست ميآورد. دقت در جزئيات كار و مطالعه تطبيقي به طور حتم دستاوردهاي گرانقدري خواهد داشت. امروز اهميت و نياز به تاسيس رشتههاي «ميانرشتهاي» كه مركب از دو يا چند رشته بوده و ديدگاه جامعتري نسبت به ديدگاه يكسويه نگر دارد در دنياي علم بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است و در مورد طب اسلامي يا ديني محتاج چنين متخصصاني هستيم.
نكته قابل تاسف اين است كه طلاب حوزههاي علميه – به ويژه در عصر حاضر – اطلاعات بسيار كمي در اين زمينه كسب كردهاند و آشنايي كافي با دستورات ديني اسلام در زمينه تغيه و درمان ندارند. از اين رو آمار ابتلا به بيماريهاي گوناگون در ميان قشر روحاني و طلبه نيز رو به فزوني است و راهي جز بازگشت به اسلام و دستورات آن وجود ندارد.
امروز جهان تشنه نظرات و راهحلهاي جديدي است كه تحولي اساسي در علم درمان و پزشكي ايجاد كند. هر چه پيش ميرويم مجبور ميشويم به عادات و روشهاي سنتي گذشته باز گرديم و اين براي علم پزشكي مطلوب نيست. پيشرفتهاي چشمگير درماني در كنار بيماريهاي جديد و غيرقابل معالجه كمرنگ شدهاند و امروز نگراني از وضع سلامت جهاني به طور علني اعلام شده است. در اين ميان مقايسه نتايج جديد تحقيقاتي با دستورات اسلام جاي تعجب و شگفتي دارد.
سوال اينجاست: آيا نميتوان قبل از آن كه به موضوعي پي ببريم كه قبلا در اسلام به آن اشاره شده است، ابتدا با مراجعه به دستورات اسلام آن را كشف كنيم و سپس آن را مورد مطالعه و تحقيق قرار دهيم؟ كشف ارتباط حافظه با بهداشت دهان و دندان، ارتباط خواب و افسردگي، ارتباط كمخوري و طول عمر، ارتباط زياد مصرف كردن گوشت قرمز و بيماريهاي مختلف و ... موضوعاتي هستند كه قرنها پيش در منابع اسلامي بيان شده است و امروز با صرف هزينههاي هنگفت تحقيقاتي به گوشههايي از آن دست پيدا كردهايم. حقايق فراواني باقي است كه هنوز علم امروز به آن دست نيافته است. دانشمندان ايراني بهترين ابزار را در اختيار دارند تا به قلههاي علمي پزشكي نايل شوند، طوري كه ميتوان ادعا نمود آينده پزشكي در دست مسلمانان است.
هنوز مضرات مشروبات الكلي، نگهداري سگ و خوك، آلودگيهاي نجاسات عنوان شده در اسلام، مضرات ذبح غيرشرعي حيوانات، ارتباط امور معنوي و ماورايي با سلامتي و .... در علم امروز ناآشنا محسوب ميشوند در حالي كه اين امور از مسلمات مسلمانان و جزو اوليات زندگي آنها ميباشد. به نظر ميرسد راه درازي باقي است تا به فلسفه احكام اسلامي در باب نجاسات و بهداشت دست بيابيم و تا آن زمان معلوم نيست چه ميزان خسارت بايد پرداخت شود.
ادامه دارد...
نویسنده: نورالدين شريك
منبع: مجله درمانگر