تابستان 88، شماره 22
نظر سنجی در مورد مجله درمانگر
 (31 شرکت کننده)
۱۳۸۵ بيست و نهم بهمنI:تاریخ شروع
ساعت شروع:15:36:32

طب مکمل
طب سنتی
گیاهان دارویی
روانشناسی
فلسفه طب
پزشکی اجتماعی

بقراط حکیم: زندگی کوتاه است و عمر هنر پزشکی دراز/  مقالات خود را برای چاپ در مجله یا سایت به ایمیل درمانگر ارسال کنید/ درمانگر از همکاری شما استقبال می کند/  چنانچه افرادی را می شناسید که واجد بخشی از دانش طب سنتی کشورمان هستند با ما تماس بگیرید/ چنانچه عکسهایی از گیاهان دارویی به خصوص گیاهان بومی ایران دارید آن را برای ما ارسال کنید. عکسها را با نام خودتان در سایت قرار می دهیم / چنانچه داستانی واقعی از درمان های طب سنتی و مکمل و شفای بیماران می دانید برای ما ارسال کنید/ چنانچه با درمانگران طب سنتی آشنایی دارید آنها را به ما معرفی کنید/ طب سنتی دانش نیاکان ماست احیای دانش نیاکان وظیفه هرایرانی است   
تفاوتهای نمایش و نمایش درمانی
از مجله:سال دوم، شماره 6، تابستان 84
نویسنده :آمنه فرخی
دیدگاه های منیژه محامدی درباره نمایش درمانی

منيژه محامدي متخصص تئاتر درماني (Drama Therapy) و فوق‌ ليسانس تئاتر از دانشگاه ايالتي كاليفرنيا سانفرانسيسكو  است. وي از سال ۱۳۵۲ تا به امروز به عنوان مدرس در دانشكده‌ هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه هنر، موسسه جهاد دانشگاهي، كالج سانفرانسيسكو، كالج الميرا- كاليفرنيا و كلاس‌هاي مختلف تئاتر در تهران و شهرهاي سن‌خوزه و بركلي كاليفرنيا، مشغول به فعاليت بوده است.

" پرواز برفراز اشيانه فاخته" ، " مسئله‌يي نيست"، "بداهه سازي در تئاتر"، " روز از نو" و ... از جمله آثاري است كه وي در طول اين سالها به زبان فارسي برگردانده است. وي همچنين مقالات مختلفي را پيرامون مباحث تئاتردرماني و نمايش در مطبوعات كشور ارائه داده است.

" آنتوني و كلوپاترا-۱۳۴۴"، " داستان كريسمس-۱۳۴۵"، " رام كردن زن سركش-۱۳۵۰"، " روياي نيمه شب تابستان-۱۳۵۲" از جمله اولين كارهايي نمايشي محامدي در طول سالهاي ۱۳۴۴-۱۳۵۵ در كشور آمريكا است. بعدتر در فاصله زماني سالهاي ۱۳۵۶ تا به امروز وي در  حدود ۵۰ اثر ارزنده ديگر را در قالب تئاتر، نمايشنامه، سريال و فيلم داستاني به جامعه هنري ايران عرضه كرده كه مي‌توان از اين ميان به " آن طرف رودخانه-۱۳۵۶"، " حكومت نظامي-۱۳۶۰"، " تبعه دست دوم-۱۳۶۲"، " شب در شب-۱۳۶۹"، "چشم در برابر چشم-۱۳۷۳"، " شازده كوچولو-۱۳۷۶"، "سووشون-۱۳۸۱" و " چشم‌ اندازي از پل-۱۳۸۴" اشاره كرد.

محامدي علاوه بر عضويت و كارگرداني آثاري در گروه‌هاي گلدن تردپروداكشن و سانفرانسيسكو مايك تروپ آمريكا، يكي از اعضاي فعال آكادمي تئاتر درماني آمريكا است و به تئاتر درماني  در كلينيك‌هاي خصوصي لوس‌آنجلس و  آموزشگاه روان درماني بركلي مشغول بوده است. علاوه بر اين وي كنفرانس‌هاي متعددي را در حوزه تئاتر درماني در دانشگاه‌ علوم پزشكي تهران، دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه بركلي كاليفرنيا ارائه داده است. به اين بهانه پيرامون "نمايش" و "نمايش‌درماني" و وجوه مشترك اين دو، با وي به گفت و گو نشستيم.

 

فصل مشترك نمايش و نمايش درماني پالايش روح انسان‌هاست، در نمايش اين پالايش براي كليت تماشاگرها بروز پيدا مي‌كند و در نمايش‌درماني صرفاً براي شخص درمان‌جو.اولي صرفا براي آرامش‌بخشيدن و پالايش روح تماشاگر است و اين ديگري براي درمان و مرمت روح خستة درمان‌جو. در نمايش و همينطور نمايش‌درماني، ابزاري كه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، عناصر نمايشي است با اين تفاوت كه در نمايش، اين عناصر در كنار بازيگر فرصتي را فراهم مي‌آورند تا تماشاگر ارتباط خوب و مناسبي با اثر و فضاي آن برقرار كند، در حقيقت كارگردان با طبقه‌بندي اين عناصر و ابزار شرايطي را مهيا مي‌كند تا روح تماشاچي را به نوعي درگير كند. اما در نمايش درماني اين طبقه‌بندي انجام نمي‌گيرد و درمانگر اجازه مي‌دهد تا نمايش به همان شفافيتي كه در ذهن درمان‌جو نقش بسته به عمل تبديل شود و اثرات خود را در درمان‌جو به جاي بگذارد. در نمايش اولين مسئله‌اي كه حائذ اهميت است ذهن بازيگر است، يك بازيگر بايد قوي باشد، قوي نه از نظر هيكلي بلكه از نظر ذهني، يك بازيگر بايد تمرين‌هاي بدني داشته باشد، خودش را براي حركت‌هاي مختلفي كه ممكن است در نمايش وجود داشته باشه آماده بكند، بايد نفس، صدا و فن‌بيان قوي و مناسبي داشته باشد. به طور كلي يك بازيگر از لحاظ فيزيكي و دروني كاملا مسلط است و تمرين‌هاي مختلفي مي‌كند تا بتواند شخصيتي را كه برايش تعيين شده به خوبي نشان بدهد. اين مباحث در نمايش درماني به اين وضوح اتفاق نمي‌افتد. چرا كه هدف اجراي كار نمايشي نيست. و ضرورتي براي استفاده ازعناصر نمايش و ابزارهاي نمايشي نيست. در نمايش‌درماني با شرايطي كه گاهي درمانگر فراهم مي‌كند و گاه توسط خود درمان‌جو بطور بداهه اتفاق مي‌افتد، شرايطي فراهم مي‌شود تا با كمك هنر نمايش درمان‌جو را به گذشته، حال و آيندة زندگي‌اش پيوند بزنيم و او را از شرايط بدي كه گرفتار آن است و از آن رنج مي‌برد نجات دهيم.

ما انسان‌ها در زندگي نقش‌هاي مختلفي را ايفا مي‌كنيم، از صبح تا شب هزاران نقش مختلف را بازي مي‌كنيم، در برخوردي كه با نزديكانمان داريم، تا با افراد مختلفي كه در سطوح مختلف جامعه ملاقات مي‌كنيم. در حقيقت ما مرتبا با ماسك‌هاي مختلف خودمان را در معرض نمايش آدم‌هاي ديگر قرار مي‌دهيم. همين امر در روان‌درماني از طريق نمايش‌درماني به شكل خاص‌تري در درمان‌جو بروز پيدا مي‌كند. در اين موارد خود درمان‌جو آگاه نيست كه چه عواملي يا چه رفتارهايي باعث شده كه او به شرايط فعلي كه در آن قرار دارد، و از آن رنج مي‌برد نزديك شود. درمانگر از طريق بداهه‌سازي لايه‌هاي دروني ذهن درمان‌جو را آشكار مي‌كند. در نمايش بداهه سازي داريم، به اين منظور كه بتوانيم تخيل‌مان را قوي كنيم، تمركز بهتري داشته‌ باشيم و خلاقيتمان را بالا ببريم. در نمايش‌درماني ما از خلاقيت، تمركز ، سفرهاي ذهني و تمامي امكاناتمان استفاده مي‌كنيم براي اينكه مشكلات درمان‌جو را بازسازي كنيم، بشناسيم و بفهميم. بازسازي هر مشكلي، از بارمنفي و مصيبت اوليه آن مي‌كاهد. به عنوان مثال وقتي كه جرياني را در خيابان مشاهده مي‌كنيد، يك نوع هيجان به سراغتان مي‌آيد، وقتي آن را براي ديگري تعريف مي‌كنيد نوع ديگري از هيجان را در خود احساس مي‌كنيد، وقتي كه براي بار دوم آن را بازگو مي‌كنيد سطح ديگري از هيجان را در خود مي‌بينيد، بنابراين در سطوح مختلف، لايه‌هاي مختلفي از هيجان داريم. به اين طريق يك بيرون ريزي بوجود مي‌آيد و باعث مي‌شود تا درمان‌جو درون خود را به بيرون منتقل كند. و از بار فاجعه و مشكلي كه داشته به مرور بكاهد. درست مثل تمرين‌هايي كه درنمايش متداوم انجام مي‌شود تا بازيگر حس نزديكتري را به شخصيتي كه برايش تعيين شده بگيرد، در نمايش درماني هم اين تمرين‌ها انجام مي‌شود با اين تفاوت كه هدف درمانگر در اين‌جا تسكين دردها و مشكلات ذهني،جسمي درمان‌جو است.

نمايش نيز، اين ويژگي را بطور ذاتي در خود دارد. در حين تماشاي يك نمايش، تماشاگر خود را جاي شخصيت نمايش مي‌گذارد، و از همراه شدن با نمايش لذت مي‌برد. گاهي ذهن تماشاگر آنقدر دقيق به بازسازي وقايع مي‌پردازد كه كاملا همزادپنداري مي‌كند با شخصيت، و متوجه مي‌شود كه نمايش مي‌تواند زندگي او، رابطه‌هاي او و روند اتفاقاتي كه ممكن است در زندگي او بيفتد را عوض كند.

در تجربيات شخصي خودم، اتفاقاتي از اين دست بسيار بوده است. به عنوان مثال، تماشاگري داشتم كه در آمريكا ۵۲ اجرا از نمايش " پرواز برفراز آشيانه فاخته" را تماشا كرد و بعد از هر اجرا براي من نت‌هايي مي‌نوشت. ابتداي كار، يادداشت‌هاي او مفهومي براي من نداشت اما به مرور و با گذشت اجراهاي بعدي كم‌كم يادداشت‌هاي او معنا و مفهوم خود را آشكار كرد. بعدتر كه با او آشنا شدم، متوجه شدم كه او يكي از بيماران بيمارستان رواني است كه ۴ سال در آن بيمارستان بستري است، بعد از صحبت‌هايي كه با پزشك معالج او داشتم، به اين نتيجه رسيديم كه تماشاي اين نمايش تاثيرات بسيار خوبي روي او گذاشته و به روند درمان او كمك بسياري كرده است. از اين اتفاقات در دنياي نمايش بسيار مي‌افتد اما نمايش‌درماني، شكل درماني دارد و درمان‌جو به جلسات نمايش‌درماني مي‌آيد تا آرامش روح و روان خود را بدست آورد.

در جلسات نمايش‌درماني، هيچ وقت اجازه حضور تماشاگر را نمي‌دهيم چراكه حضور يك آدم بيروني، درمان‌جو را مجبور مي‌كند كه نقش بازي كند و خودش نباشد، در نمايش‌درماني ما نمي‌خواهيم كه درمان‌جو، شخصيت خاصي را بر اساس متن خاصي بازي كند - هر چند در بسياري از موارد درمان‌گر بر اساس سابقه بيمار متني را از قبل آماده مي‌كند- بلكه درمانگر از درمان‌جو مي‌خواهد تا شخصيت‌هاي مختلف را بازي كند تا به شخصيت اصلي خود برسد. و حضور يك بيننده ممكن است حواس درمان‌جو را پرت كند، و آن بيرون‌ريزي كه مطلوب درمانگر است به علت حضور تماشاگر ميسر نشود. در نمايش درماني، گاهي ما گروه‌هايي داريم كه در گروه همه افراد با هم پيش‌ مي‌روند، ارتباط‌هاي خوب و سازنده با هم دارند، رودربايستي برايشان بي‌مفهوم است، بنابراين حضور شخصي خارج از اين مجموعه ممكن است فعاليت همه افراد را دچار مشكل كند.

 



بازگشت به فهرست مقاله ها | مشاهده فهرست مجلات













   
   شروع جستجو

کلمه کاربر:
رمز عبور:
- عضويت در سايت
- رمز عبور را فراموش کرده ام