|
رقصيدن در حقيقت زبان مخفي و پنهان روح است. در تمام فرهنگها و در سراسر دنيا رقص وجود دارد. در تمدنهاي بومي، رقص، مذهب، موسيقي و متدهاي طبي ويژه مردم همان قوم وجود دارد كه متاسفانه در تمدنها و جوامع امروزي كمتر مشاهده ميشود. در اين اجتماعات مردم در هر سن و سالي، از رقصيدن براي بيان احساسات قوي و درونيشان استفاده ميكنند. براي بيان داستانهايي كه دردل دارند، براي درمان بيماريهايشان، براي حفظ پيوندها و روابط اجتماعيشان يا وقتي كه رويدادي را جشن ميگيرند؛ ميرقصند. اما امروزه روانشناسان و روانكاوان از حركتدرماني (رقصدرماني) به مثابه طب مكمل براي درمان بيماريهاي روحي رواني، كاهش استرس و اضطراب، تقويت مهارتهاي ذهني - حركتي، افزايش سطح انرژي در بدن و ... بهره ميگيرند.
رقص درماني براي اولين بار توسط ماريا چاس 1896-1970 به دنيا معرفي شد. او در سال 1930 استديوي رقصي را در واشنگتن تاسيس كرد. وي افراد معروفي كه بيشترين مهارت رقصيدن را داشتند، به همكاري دعوت كرد.
در كلاسهاي رقص خانم چاس، افراد شركتكننده شانس بيان احساساتشان را داشتند و هم در گروههاي رقصدرماني او، روابط اجتماعي و روابط متقابل كنشي- واكنشي ميان اعضاي گروه رقص حاكم بود. به همين دليل روانشناسان و روانپزشكان بسياري در واشنگتن، بيماران خود را براي درمان به او معرفي ميكردند. تئوري چاس در حقيقت شكل كاملي از روابط اجتماعي است كه هر انساني به آن نياز دارد.
ماريا چاس بعد از اثبات تواناييهايش در درمان بيماران رواني در بيمارستان سنت اليزابت در واشنگتن دي.سي مشغول برگزاري كلاسهاي رقص درماني شد.
ترمي اسكوپ، بانوي ديگري كه استاد رقص و حركات پانتوميم بود نيز از جمله افرادي بود كه به طور داوطلبانه در بيمارستان كاليفرنيا مشغول به كار رقصدرماني شد و از هنر خود براي درمان بسياري از بيماران روحي و رواني استفاده كرد.
يكي ديگر از افرادي كه به شهرت و تثبت رقص درماني به عنوان يك درمان طبيعي كمك كرد، رادولف لبن بود كه سر و كار زيادي با هنرمندان داشت. وي به واسطه رفت و آمد زيادي كه با هنرمندان به ويژه هنرپيشهها داشت متوجه شيوة بروز احساسات و حالات دروني آنها به واسطه بيان و حركات بدني آنها شد. او به اين فكر افتاد تا از طريق حركت درماني و رقص درماني به مردم كمك كند تا مشكلات روحي – عاطفي، ذهني و فيزيكي خود را تعديل يا حل كنند.
متخصصان رقص درماني فعاليتهاي خود را به اين شكل ادامه دادند تا در سال 1966 حركت درماني به شكل رسمي و حرفهاي در ايالات متحده آمريكا شناخته و به عنوان نوعي درمان به مردم جهان معرفي شد. امروزه اين شيوه از درمانهاي طبيعي در 20 كشور دنيا جزو درمانهاي طبيعي و جايگزين محسوب شده و مورد استفاده قرار ميگيرد.
در سال 1956 موسسه آمريكايي رقص درماني با استانداردها و قابليتهاي زيادي تاسيس و آماده كار شد. امروزه بالغ بر 1200 متخصص رقصدرماني در ايالات متحده و توابع آن مشغول به درمان بيماران هستند. در سال 1993 موسسه ملي درمانهاي آلترنيتيو، براي رقصدرماني (حركتدرماني) بودجه تحقيقاتي در نظر گرفت و در دانشگاههاي خود سيستمي آموزشي براي تربيت متخصصان رقص درماني برگزار كرد.
رقصدرماني (حركت درماني) كه به عنوان يكي از هنرهاي اصلي و پايه شناخته شده است، امروزه به عنوان ابزاري قدرتمند در زمينه درمان و خودشناسي به كار ميرود. رقصيدن آنچنان انرژي را در افراد زنده ميكند كه تمامي غمها، مصيبتها، نااميدي ها و دلسرديها را از ميان ميبرد و باعث تقويت حس شجاعت در انسانها ميشود.
حركت درماني به عنوان شاخهاي از هنردرماني خلاق، ريشه در ذات پرمعناي رقص و حركت دارد. حركت درماني DMT نوعي از روان درماني است كه از رقص و حركت (و ديگر هنرهاي وابسته به آن) براي كشف تصاوير، خاطرات، احساسات، تجربيات دروني افراد و بالابردن مهارت برقراري ارتباط استفاده كرده، رشد و نمو احساسي، جسمي، اجتماعي، ذهني و روحي را سرعت ميبخشد و سادهتر ميكند. رقصيدن يكي از راههايي است كه از طريق آن ميتوان عميقترين و درونيترين احساسات فردي را بروز داد، فشارهاي روحي ـ رواني را تخليه كرد و تاثيرات مخرب استرس را از بدن دور كرد.
در كنار همةاين امتيازات، رقص و حركت درماني بسيار لذت بخش و آرامش بخش است. در اين زمينه نه محدوديتي از لحاظ سن و سال براي هنرجو وجود دارد و نه فيزيك بدني مانع از بهرهمندي او از انرژيهاي نهفته در رقص و تكنيكهاي رقص درماني ميشود، بنابراين نوجوان 14 ساله و سالمندي كه هفتادمين سال زندگياش را پشت سر ميگذارد، هر دو به يك اندازه از انرژيهاي فرحبخش و نهفته در آن بهرهمند ميشوند.
در گروههاي رقص درماني، دورهاي براي آموزش رقص وجود ندارد، حركتي وجود ندارد كه اجراي آن از لحاظ تكنيكي اشتباه و يا نامناسب باشد. در اين گروهها اين شانس وجود دارد كه كاملا بر اساس نيازهاي خودتان عمل كنيد و در كنار اعضاي گروه به يك هماهنگي و همفكري برسيد.
رقص و حركت درماني موجب حفظ سلامتي در بدن، عملكرد بهتر مغز و فوران احساسات ميشود. در اين شيوه از درمان، مراجعين شناخت بهتري از خود پيدا ميكنند و با جزئيات رفتاري خود در روابط شخصي و روابط اجتماعيشان بيشتر آشنا ميشوند. در حقيقت شركت در گروههاي رقص و حركت درماني براي آنها فضايي فراهم ميكند تا حالات و رفتارهاي مثبت و منفي را در خود كشف كنند و در راستاي ايجاد تغييرات مثبت در زندگي حركت كنند.
براي شركت در اين گروهها، لازم نيست حتما با رقص آشنا باشيد، يا آن را آموزش ببينيد، فقط لازم است با ميل و رغبت خودتان و دوستانتان را به رقصيدن، جنبش و حركت دعوت كنيد. هركسي ميتواند برقصد. همانطور كه واژهها و كلمات ابزاري براي بازگويي هيجانات و احساسات هستند و موجب تخليه برخي از هيجانات مثبت و منفي ميشوند، رقص و حركت نيز به عنوان ابزاري در رقصدرماني، براي تخليه هيجانات و لايههاي پنهان فكري انسانها مورد استفاده قرار ميگيرد.
اساس رقص و حركت درماني شناسايي روابط دروني مابين مغز، روح و بدن است. متخصصان طب آلترنيتيو معتقدند كه فشارها و مشكلات ذهني و احساسي، اغلب در جسم انسان به صورت گرفتگي عضلات نمايان ميشود و همين مسئله يكي از عواملي است كه حركت و رقص در رفع آن بسيار موثر و كارگشاست. از طرف ديگر، تجربيات كلينيكي متخصصان در اين زمينه آنها را به اين سمت هدايت كرد كه ساختار فيزيكي و جسمي انسانها تحت تاثير رفتارها، عواطف و احساسات مثبت و منفي قرار دارند.
رقص و حركت درماني به طرق مختلف باعث درمان ميشود، رقصهاي موزون و ريتميك باعث سبك شدن و رها شدن عضلات منقبض، كاهش اضطراب، افزايش رضايتمندي از خود، قرار دادن مسيرها و روشهاي تازه براي فكر كردن و انديشيدن و افزايش انرژي در انسان ميشود.
از منظر خواص فيزيكي و جسماني، رقص و حركت درماني مشابه تمرينات ورزشي، خاصيت هماهنگسازي و هماهنگي اعضاي بدن، احساس رضايتمندي و موجب كشش عضلات بدن ميشود. از زاويه عواطف و احساسات باعث ميشود تا مردم احساس امنيت بيشتري داشته باشند و عصبانيتها، ناكاميها و ناشناختههايي كه درونشان وجود دارد را شناسايي كنند. همچنين رقص و حركت درماني موجب تقويت مهارتهاي ذهني، حركتي و حافظه ميشود. حتي مشكلات خاص نيز ميتوانند هدف درمان اين شيوه از طب جايگزين شوند. براي مثال، براي كمك به فردي كه از استرس رنج ميبرد، متخصصان براي كاهش استرس در او بررسي ميكنند كه بدن او در مقابل استرس چه عكسالعملي نشان ميدهد. سپس به او شيوه تنفس درست را ميآموزند تا در جريان رقص و حركت، با بهتر شدن جريان خون، اكسيژن به راحتي به اعضاي بدن برسد و در حالي كه مراجعهكننده مشغول رقص و جنبش است كششها و تنشهاي بدني او كاهش پيدا كند.
در شيوه رقص و حركت درماني، متخصص رقص درماني با هدايت كردن قدرت رقص، از آن براي درمان بيماري و براي بهبود حال عمومي،حفظ و تقويت سلامتي او استفاده ميكند.
اين تكنيكها توسط متخصصين و كارشناساني كه در اين زمينه تبحر لازم را دارند و بر اساس دانشي كه آنها در مورد ساختار بدن انسان، سيستم عصبي، روح و روان انسان و خواص رق دارند، اجرا ميشود.
متخصصين رقص و حركت درماني هم با گروههايي كه احتياج به رقص درماني دارند كار ميكنند و هم به صورت تنها و منفرد بيماران را ميپذيرند. اين متخصصان به مراجعين خود كمك ميكنند تا عزتنفس و ساختار بدني خود را بالا ببرند و بهبود ببخشند. به عنوان مثال مهارت برقراري روابط اجتماعي را در خود تقويت كنند، نسبت به رفتارها و الگوهاي رفتاري كه اكثرا آن را تكرار ميكنند بينش بهتري پيدا كنند و نيرويي بيابند كه با مشكلات و سختي ها كنار بيايند و يا در مراحل پيشرفته تر آنها را حل كنند و كنار بگذارند.
|