تابستان 88، شماره 22
نظر سنجی در مورد مجله درمانگر
 (31 شرکت کننده)
۱۳۸۵ بيست و نهم بهمنI:تاریخ شروع
ساعت شروع:15:36:32

طب مکمل
طب سنتی
گیاهان دارویی
روانشناسی
فلسفه طب
پزشکی اجتماعی

بقراط حکیم: زندگی کوتاه است و عمر هنر پزشکی دراز/  مقالات خود را برای چاپ در مجله یا سایت به ایمیل درمانگر ارسال کنید/ درمانگر از همکاری شما استقبال می کند/  چنانچه افرادی را می شناسید که واجد بخشی از دانش طب سنتی کشورمان هستند با ما تماس بگیرید/ چنانچه عکسهایی از گیاهان دارویی به خصوص گیاهان بومی ایران دارید آن را برای ما ارسال کنید. عکسها را با نام خودتان در سایت قرار می دهیم / چنانچه داستانی واقعی از درمان های طب سنتی و مکمل و شفای بیماران می دانید برای ما ارسال کنید/ چنانچه با درمانگران طب سنتی آشنایی دارید آنها را به ما معرفی کنید/ طب سنتی دانش نیاکان ماست احیای دانش نیاکان وظیفه هرایرانی است   
رهایی از پریشانی
از مجله:سال سوم،شماره 11و 12
نویسنده :آمنه فرخی

«شعر در حقيقت واكنش عميق و روحي انسان به خلسه‌ها و لحظه‌هاي پرشوري است كه گه‌گاه دچار آن مي‌شويم. شعر طريقي است كه بوسيله آن انسان در باورپذير كردن دنياي اسرار آميز درون و اطراف خود مي‌كوشد. شعر آواز است، حسرت است، گريه است و گاهي يكي از اين هاست و گاهي تمامي اين احساسات را شامل مي‌شود. »

«شعر موجب بروز خصايص انساني در افراد مي‌شود چرا كه شيرة تجربيات و حالات خوش و ناخوش افراد مختلف را به ديگران منتقل مي‌كند. وزن و عبارات شعر خاصيتي دارد كه هيچ چيز ديگري را نمي‌توان جايگزين آن كرد. »

«در حقيقت شعر تنها ابزاري است كه به كمك آن مي‌توان ديگران را به خلوت و تنهايي خود راه داد. ساختار احساسي،عقلاني و جسماني شعر به گونه‌اي است كه با آن مي‌شود قلب انسان‌ها را لمس كرد و از احساسات آنها با خبر شد، در حقيقت خواندن شعر به معناي دوباره تجربه كردن اين تجربيات توسط فردي است كه آنها را مي‌خواند. شعر در حقيقت، دريچه‌اي است ميان دو نفر يا افراد زياديكه به هر جهت در اتاقي مبهم و كم‌نور زندگي مي‌كنند.»

اين عبارات در مقدمه كتاب شعردرماني دكتر لي دي از زبان  افرادي كه از اين شيوه براي درمان استفاده كرده‌اند، آمده است. اغلب افرادي كه در گروه‌هاي شعر درماني شركت مي‌كنند، هرگز شعري نمي‌سرايند و يا اگر شعري مي‌گويند، شعر موفقي نيست، و همين امر گاهي سبب مي‌شود كه تصميم به ترك گروه بگيرند اما در نهايت اين كار را نمي‌كنند.

توضيح اين مطلب مهم است كه آنها نمي‌توانند شعر بنويسند، اما اين نياز را در خود احساس مي‌كنند كه به گروه‌هاي شعردرماني ملحق شوند، و در بحث‌ها و مكاشفه‌هاي گروه شركت كنند. نكته مهم اين است كه اين جلسات، مثل كلاس‌هاي درسي با نمره سروكار ندارد و هيچ تصحيح و تغييري در كارهاي ارائه شده صورت نمي‌گيرد مگر افراد شركت‌كننده خود علاقمند به اجراي آن باشند.

درحقيقت در اين نشست‌ها جايي براي نقد و بررسي آثار ديگران نيست هر چند كه به نوعي با ابراز عقايد و افكار خود مكاشفه‌ دروني و بيروني براي افراد شكل مي‌گيرد. و در اصل كار متخصصان بعد از اين مرحله آغاز مي‌شود.

در اين جلسات، هر بار يك شعر ارائه مي‌شود، و در بعضي مواقع مطابق با استانداردهايي كه تعيين شده ارائه هر شعر با موزيك درماني همراه مي‌شود.

غالبا احساساتي كه در شعر وجود دارد يكي از عواملي است كه موجب تسخير گروه شركت كننده مي‌شود. اگر حس و حال افسردگي در جمع غالب بود شعري با موضوع افسردگي كمك كننده خواهد بود تا احساس اميدواري و خوش بيني بر جمع غالب شود. رعايت همين اصول ساده موجب تسلي افراد گروه مي‌شود چرا كه آنها متوجه مي‌شوند تنها كساني نيستند كه دچار مشكل‌اند و افرادي هستند كه آنها را درك مي‌كنند و مثل آنها اين احساسات را تجربه مي‌كنند و در مورد آن مي‌نويسند. و بدين ترتيب شركت‌كنندگان مي‌توانند نااميدي و احساسات خود را با آنها قسمت كنند.

گاهي اوقات يك شعر دوبار يا بيشتر توسط افراد گروه خوانده مي‌شود، اين كار باعث مي‌شود تا افراد تمركز و توجه بيشتري به شعر و مفاهيم نهفته در آن داشته باشند. اين كار به اين جهت انجام مي‌شود تا شعر و ارزشهاي آن بهتر جايگزين افكار ناخوشايندي شود كه در فكر و ذهن شركت كنندگان جاي دارد.

معمولا بعد از خواند شكر سكوتي بر جمع حاكم مي‌شود. در اين مواقع افراد گروه تصويرهاي گوناگوني پيش روي خود دارند، ممكن است برخي با كلمات و مفاهيم شعر به درياچه‌ يا دشتي آرام سفر كنند و برخي در صحنه‌اي غم‌آلود و ناراحت‌كننده غرق شوند، به هر حال اين سكوت مانند نسيمي نوازشگر است كه پس از آن باعث مي‌شود افراد به بررسي و كشف معاني موجود در شعر و تصاوير ذهني خود كه پس از خواندن شعر شكل گرفته است، بپردازند. گاهي تنها گفتن يك كلمه در اين مورد براي آنها كافي و راه‌گشاست. و گاهي آنها علاقمند به بررسي شعر و راز  مخفي موجود در آن نيستند.

اما در اكثر موارد افراد شركت كننده علاقمندند تا در مورد معاني شعر و عبارات و واژه‌هاي آن و يا تصاويري كه در ذهن افراد مختلف شكل گرفته صحبت كنند تا به مكاشفه دروني برسند. نه به اين دليل كه درست يا غلط بودن آن احساس را درك كنند بلكه در اين جمع امكان به چالش كشيدن افكار خود و صحبت كردن از آن‌ها را دارند. و اين شرايط راهي را پيش روي آنها قرار مي‌دهد كه افكار خود را بيرون بريزند و به نوعي فشارهاي خود را تخليه كنند، هر چند گاهي اين كار بسيار سخت و پيچيده خواهد بود.

به هر حال چه افكار خود را مطرح كنند و چه اين كار را انجام نشوند ، هميشه افرادي هستند كه در گروه منتظر شنيدن حرف‌هاي آنها هستند و هميشه آنها مورد توجه خواهند بود و هيچ گاه در مورد آنها قضاوتي صورت نخواهد گرفت.

ساختار شعر

شعر در اين شيوه از درمان لازم نيست كه قافيه داشته باشد اما لازم است كه وزن و ريتم داشته باشد. چرا كه وقتي مردم از احساسات و عواطف و قلب خود صحبت مي‌كنند اكثرا با وزن و ريتمي خاص و كاملا ماهرانه اين كار را انجام مي‌دهند.

ريتم در بسياري از شعرها وجود دارد و اغلب به سركوب كردن احساسات منفي شركت كنندگان كمك مي‌كند و بي‌نظمي‌هاي موجود در افكار آنها را نظم مي‌دهد. تغيير دادن آهنگ و تن شعر كمك مي‌كند تا شركت كنندگان از حالتي به حالت ديگر بروند. در بعضي موارد آنها هوشيار مي‌شوند و گاهي در آنها احساس درد، خستگي، ناراحتي و گوشه گيري به وجود مي آورد. ريتم و آهنگ شعر كمك مي‌كند تا اگر شركت‌كننده‌اي با تنش و استرس در جلسه حضور دارد با شنيدن ريتم شعر استرس و تنش را فراموش كند و يا آن را رها كند.

اين ريتم در حقيقت آهنگ و موسيقي‌ايي است كه در كلمات وجود دارد، تكرار اصوات مشخصي است كه در كلمات شعر وجود دارد. تكرار اصوات خاص، شرايطي را ايجاد مي‌كند كه از نظر كيفيت همانند هيپنوتيزم عمل مي‌كند و حالتي را فراهم مي‌كند كه مانند پلي به سوي ناشناخته‌ها است و در اين شرايط هر شعر بهاري است و شركت كنندگان با حضور در اين فضاي آرام و لطيف كم كم آماده مي‌شوند تا در مورد شعر و احساساتي كه به‌واسطه شعر در آنها به غليان افتاده صحبت كنند و اين كمك مي‌كند تا آنها بيشتر از گذشته نسبت به اطراف خود دقيق باشند و با دقت و تمركز بيشتر به شعر و صحبت‌هاي ديگران گوش كنند. به اين شكل انزوا و گوشه‌گيري در آنها شكسته مي‌شود. و شعر نه تنها آنها را با خودشان آشناتر مي‌كند بلكه موجب مي‌شود تا آنها رابطه ‌جديدي را با اطرافيانشان و اعضاي گروه تجربه كنند.

توانايي شاعربودن در  ساختار وجودي همه انسانها بالقوه وجود دارد و اين امر به شركت كنندگان كمك مي‌كند تا افكار خود را به راحتي به روي كاغذ بياورند و در مورد آن صحبت كنند و دريچه‌هاي ارتباط با ذهنشان را بسته نگاه ندارند.

در اين ميان قالب و شكل شعر يكي از موارد پر اهميت در پروسه درمان است. قالب و فرم شعر بايد به گونه‌اي باشد كه انتظام و هماهنگي را از ناهماهنگي و هرج و مرج مجزا كند.

وقتي در جلسات شعردرماني احساس قوي‌ايي توصيف مي‌شود و مورد قبول واقع مي‌شود، سلامت و درستي آن حس با فروكش كردن هيجانات و پريشاني‌هاي فرد نمايان مي‌شود. رهايي از اين پريشاني لذت بزرگي است كه با ديگران قسمت مي‌شود و در نهايت موجب شناخت هويت واقعي فرد در گروه مي‌شود.

 

 

منابع

       1.         Dobyns.stephen. Best Word Best Order. Essay on Poetry: New York.1997

       2.         Poetry as Healer:Mending the Troubled Mind. New York: Vanguard      press.1985

       3.         Poetry in the therapeutic Exerience .2end edition.1996

       4.         The National Association for Poetry therapy Guide to Trainng. New York: NAPT. 1997



بازگشت به فهرست مقاله ها | مشاهده فهرست مجلات













   
   شروع جستجو

کلمه کاربر:
رمز عبور:
- عضويت در سايت
- رمز عبور را فراموش کرده ام